به نقل از جلال رفیع (طنزپرداز و پژوهشگر)

 

" .... از شما چه پنهان مدتی بود می خواستیم هر طور شده با اجازه شما فوت کنیم و بروم پی کارمان !... به هر دری می زدیم نمی شد!... تا این که یک شب ......

-    ببین برادر مرده شور من !... هوای اینجا سرد است ، معطلمان نکن ، از پریشب توی این صف در خدمت حضرتعالی (جسارت است ) همینطور رو به قبله دراز کشیده ایم . مردیم از سرما !.. باور بفرما ...

-     والله بنده پنجاه شصت سال است مرده شورم ، تا حالا مرده ای به این پر حرفی ندیده بودم! ... نوبت را که مراعات نمی کنی . دو سه مرده عقب تر بودی آمدی جلوتر ! مدارک اثبات هویت را هم که نیاورده ای! کو شناسنامه ی صاحب مرده ات ؟ من از کجا بدانم تو مرده ای ؟ با ادعا که نمی شود مُرد ! سوّمندش!پدر آمرزیده کو کفنت ؟ این چیه همراه آوردی ؟ این پرده را از کجا کندی ؟

-    فرض کن کفن دست دوم است ! کفن آکبند گران است ، لحاف کرسی را هم که نمی توانستم بیاورم . بی پرده هم که نمی شود ! لااقل حضرتعالی به عنوان کارشناس بگو یک " ستاد جهیزیه اموات " درست کنند ، بلکه اهل قبور برای لباس سفید شب اولشان اینقدر سرگردان نشوند .

-    به هر حال پدر جان ، نه خلعت آخرت خریدی نه قبر ، نه پول آب و برق آوردی نه مدارک ، نه گواهی نه زمین ، نه مسکن ، نه کار ، نه پول ... این دیگر چه مدل مرده ای است ؟ مشخصات آدم های زنده را دارد . نکند زنده ای تو ؟!...

-    به پیر و به پیغمبر ، به نکیر و منکر ، و الله و بالله ما مدت مدیدی است فُوت کرده ایم، امروزه و دیروز نیست ، سابقه طولانی داریم ..

-    لاقل یک برگی ، مرگی ! ، عدم سوء سابقه ای ، تائیدیه ای ، گزینشی ، از کجا بفهمم مرده مورد تائیدی هستی ، خوبی ، خوش سابقه ای یا نه ؟ از کجا که تصادفی نباشی ، سکته ای نباشی ؟!از کجا که اصلا در قید حیات نباشی ؟!!

-          به جان خودم من مرده ام ، تو بمیری من مرده ام !

-    مرده شور ریختت را ببرد !... تو این هوای لجنی تهران به چه روزی افتاده ، صد رحمت به مینی بوس های " لطفا مرا بشویید ، سالهای دور از آب "!... راستی مرده دودزا هم که هستی ، باید بیاندازنت توی وسایل نقلیه اسقاطی !

-    ببین برادر ! من اینجا نیامده ام که استخدام بشوم ، نیامده ام در کنکور شرکت کنم ، چرا اینقدر سوال و جواب می کنی ؟ من نمی خواستم در یک همچه برهه حساسی که همه جا کویت شده ، این منطقه نفت خیزمان اینطور مساله دار شده ،آمریکایی و عرب این همه به وجود حضرتعالی نیازمند شده اند، تصدیع بدهم !نمی خواستم وقتی بمیرم که گران تمام بشود ! هرچه نفس در سینه حبس کردم منتظر ماندم که نرخ مارک و دلار پایین آمده خرج کفن و دفن از این وضع ارزی – ریالی بیرون بیاید و مردن ارزان بشود ، نشد که نشد ! .... اِ...ی خوشا به حال بخش خصوصی که در هر قبرستانی باشد باغش آباد است .

-          به نرخ دولتی بمیر جانم !

-          متقاضی زیاد است ، نوبت نمی رسد ...

-    مردن در بازار آزاد برای شماها گران تمام می شود پدر جان ! از این قلمی که در جیبت مانده پیداست که باید مرده فهمیده ای باشی، مرده قلمی یی باشی ، میت فرهنگی هنری ای باشی !...می رفتی از بودجه مخصوص دولت استفاده می کردی . من از یکی از همین مرده های فرهنگی هنری خودتان شنیدم ، آدم چیز فهمی بود . دفن شد !

-          خدا رفتگان شما را هم بیامرزد . چی می گفت ؟

-    به گمانم از یک بودجه ای حرف می زد که برای کشف استعداد ها و تشویق محققان و هنرمندان و یک همچه چیزهایی منظور شده بود !

-          خیالاتی نشده بود ؟... تب نداشت ؟

-          نخیر ، صحیح و سالم بود ، عقلش هم سرجایش بود ، فقط مرده بود !

-          این طرح ها پدر جان نوشدارو بعد از فوت سهراب است .

-    لااقل یک سهمیه ای ، کفن تعاونی ایی ، خلعت آخرت دولتی یی ، یک مقدار مصالحی ، سهمیه سیمانی ، سنگ لوحی ، خشتی ، خاکی .. همینطور بی مقدمه فوت فرمودی ، زدی به چاک قبر که چی ؟ خیال کردی دست خالی می شود شادروان شد ؟ زنده یاد شد؟ حالا نعش این عزیزروی دست ما باد می کند ، بفرما چه خاکی به سرش بریزیم !

-          مادر قید حیات هم که بودیم ،در قید حیاط هم نبودیم مرده شور جان !

-          خانه بدوشی و قبر به دوشی برازنده ماست .

-    پاشو شادروان زنده یاد ! خودم برایت یک قبر نقلی مامانی ، اکازیون ، یک خوابه ، رو به قبله ، رهن می کنم ، اجاره می کنم .. فوقش این است که سر سال تخلیه می کنی .. اگر هیچ جا نشد ، تو یکی را توی گور پدر خودم هم که باشد دفن می کنم ...

-    گور پدرت ! .. مثل ساختمان صدا و سیما نباشد که تخلیه کنند ، گور به گور کنند . ما می میریم ولی داگستری برو نیستیم، مگر چند دفعه می توانیم فوت کنیم ؟!

-          و الله پدر جان ، گور پدرم هم که باشد بی خرج نمی شود، مهم این است ،بقیه اش را ولش !

-          جون بکن ! حالا با همین حساب سر انگشتی بفرما چقدر خرج دارد ...

-    دویست دلار خرج قبر داری ، پنجاه مارک خلعت آخرت،ده بیست دلار سدر و کافور ، پنجاه شصت مارک بابت قبض آب و برق ، چند دلاری برای شهرداری و دارایی به عنوان عوارض قبرسازی و مالیات بر موت !... البته اگر کفن آکبند و اتو کشیده ، شامپو ، سشوار، ماساژ و مشت و مال و .. چوب پنبه ی خارجی هم بخواهی ...

-    غسالخانه است یا حمام سونا ؟ بعد از دو سه ساعت جر و بحث و نقد حال و سخن روز و دو سه کلمه حرف حساب ، پدر جان ! باز می پرسی لیلی نر است یا ماده ؟!

-          اِ...اِ وایستا ! کجا در می ری شادروان؟ وایستا زنده یاد ! تو نمیری راست راست گفتم ...

-          نخیر ... این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست ...

 ******

 .... با صدای زنگ زده ی ساعت از خواب پریدم . عجب خواب خوشی ! .. مرده شور هم دلاری می شود ! نه ...! فعلا در این اوضاع و احوال مردن صرف نمی کند، باید دست نگه داشت . مردن هم موقع ارزانی اش می چسبد نه حالا که غیر از اموات مرفه بی درد ، که یکراست می روند توی قبر رزرو شده شان ، بیچاره اموات مستضعف یک قبر کلنگی هم نمی توانند بخرند ; فلذا گور به گور می شوند ! زنده باد بخش خصوصی ! مرده دولتی به مفت نمی ارزد ! ...مگر همتی بشود و یک " وزارت مسکن اموات "هم تشکیل بشود .

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در دوشنبه پنجم اسفند 1387 ساعت 15:40 موضوع | لینک ثابت